نفس می کشد هوا قدم می زند زمین غزل می خواند دلم با تو بودن یعنی همین ....
برچسب:
نویسنده: رها رستمیان
برچسب:
نویسنده: رها رستمیان

ساعت های نگرانی ، ساعت های انتظار ، ساعت های بی گذر
روزهای دل آشوبی ، شبهای پر استرس
این ساعتها هم بگذره ....![]()
برچسب:
نویسنده: رها رستمیان
به هرحال امروز ...
برچسب:
نویسنده: رها رستمیان
می جویمت چنان که لب تشنه آب را ....
برچسب:
نویسنده: رها رستمیان
یادش بخیر یه زمانی اینجا کتاب معرفی میکردم و یک جایی هم بود که موضوع معرفی کتاب داشت که الان نمیدونم چطوری پیداش کنم
به هرحال
کتاب : آن طور که دوست داری زندگی کن را بین خرید و کارو بارو تکوندن خونه ش
برچسب:
نویسنده: رها رستمیان
برچسب:
نویسنده: رها رستمیان
تمرکز کنیم
بی گدار به اب زدن
عواقب داره
برچسب:
نویسنده: رها رستمیان
تولدت مبارک سیرترشی متاهل عزیزم
دوستم خواهرم خوشحالم که دارمت
به یاد ایام قدیم که شبهای تولد وبلاگهامون هنزمان آپ میشد
برچسب:
نویسنده: رها رستمیان
برچسب: رمضان,
نویسنده: رها رستمیان
باید پسرک را به کلاس برسانم و این موقعیت کم پیش می آید .صدای ضبط را بلند می کنم و همراه با آهنگ سووت می زنم .احتمالا برای یک مادر چه... (عمرا بگویم چندساله )سوت زدن از نظر عرفی و قانونی و سنی و نسبتی چندان جالب نباشد ولی با پسرک مسابقه می گذاریم که کدام می توانیم بهتر آهنگ پخش شده را با سوت زدن همراهی کنیم و من برنده می شوم (انقدر که واردم ).پسرک می خندد و دستم را می بوسد و می گوید: نمی دانم خودم 
برچسب:
نویسنده: رها رستمیان
برچسب:
نویسنده: رها رستمیان
برچسب:
نویسنده: رها رستمیان
اندرو متیوس
معمولا یک کتاب با این صفحات که خسته کننده هم نباشد نباید خواندنش این قدرطول بکشد
که من برایش زمان گذاشتم ولی راز شاد زیستن این روزهایم علاوه بر کتابی که میخواندم در
وجود دوستان خوبیست که باعث شده کمتر فکر کنم یا حتی برای کمتر فکر کردن کمتر به
کتاب خواندن پناه ببرم ... خلاصه کلام که ارزش خواندن داشت
برچسب:
نویسنده: رها رستمیان